سينمايى ترين فيلم رضاميركريمى -باربد برزويه،ايران


خيلى دور، خيلى نزديك نيز كه سينمايى ترين فيلم رضاميركريمى به شمار مى آيد همچنين خصلتى دارد. فيلم به طور كامل به زبان سينما با مخاطب خود سخن مى گويد. هيچ لحظه اضافه اى در فيلم وجود ندارد كه تماشاگر با خود آرزو كند؛ اى كاش اين صحنه در فيلم نبود و... فيلم على رغم زمان طولانى كه دارد تماشاگر را تا آخرين لحظه روى صندلى نگاه مى دارد همه عناصر ساختارى بصرى نيز به درستى سرجاى خود قرار مى گيرد.
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳

ميركريمي-اعتبار جشنواره :محمدتقی فهيم -کيهان



نگارنده چند سال قبل در همين صفحه مقاله اي نوشتم با تيتر «نام رضا ميركريمي را به خاطر بسپاريد» كه بعداً وقتي فيلم زير نورماه اين فيلمساز موقعيت و جايگاه ويژه اي كسب كرد، مطلب مذكور در كتاب انتشار يافته به بهانه زير نورماه نيز درج شد.
نمايش فيلم خيلي دور، خيلي نزديك آخرين ساخته ميركريمي در جشنواره امسال نشان داد كه او بر استمرارگونه سينمايي كه انتخاب كرده است، همچنان تأكيد دارد. اگر چه وفاداري ميركريمي به سينماي ديني با نشانه هاي بومي شناخته شده وقابل فهم براي همه گروه هاي سني و طيف هاي اجتماعي پيش ازاين نيز ثابت شده بود، اما فيلم خيلي دور خيلي نزديك موقعيت ممتاز ديگري براي اين كارگردان محجوب وفرهنگي سينماي ايران رقم زد.
بااينكه برخي هنوز سينماي ميركريمي را تجربي مي دانند اما قوت هاي آخرين فيلم اين كارگردان به راحتي آن را از دايره سينماي تجربي متمايز مي كند، پيام، محتوا وبه طور كلي گرايش ديني خيلي دور خيلي نزديك، بالطبع با شناختي كه از ميركريمي داريم، امري بديهي و آشكار است و در كارنامه اين هنرمند رويكردي شگفت نبوده، اما آنچه واپسين اثرش را متمايز مي كند، سطح فني- تكنيكي و انسجام ساختاري فيلم است. حالا بيش از گذشته پيش رفت ميركريمي در آموختن زبان سينما و تسلط وي بر همه امور و جوانب كار فيلمسازي ثابت مي شود. در واقع اكنون كه اين فيلم را ديديم صرفاً نبايد به محتوا وگرايشات متافيزيكي سينماي ميركريمي نمره داد بلكه او اينك از نظر ارايه اثري قابل رقابت با پيشگامان سينما و مدعيان سينماي قصه گو وكلاسيك نيز حرفي براي گفتن دارد. بايد اعتراف كرد كه ميركريمي حالا در سينماي ايران به سبك و سياقي شناخته شده دست يافته است.
بااينكه بيشترين زمان قصه خيلي دور خيلي نزديك در كوير روايت مي شود، ميركريمي با تسلط بر ابزار و چينش سنجيده آدم ها، موقعيت ها و ديالوگ هاي موجز منطبق با فضا، قصه و در خدمت چگونگي تحول شخصيت اول فيلم ، ساختماني پي ريزي كند كه براي انتقال پيام هدفمند فيلم، كوير خشك وخسته كننده، اصلي ترين و جذاب ترين عنصر تشكيل دهنده ساختار فيلم شود.
اگر چه در اينجا قصد نقد فيلم را ندارم، اما مي خواهم بر اين نكته تأكيد كنم كه ميركريمي براي ساخت فيلمش زحمت مضاعفي كشيده و در شرايطي كه خصلت هاي تاجر مسلكانه بر فضاي سينما حاكم است و بسياري از فيلمسازان بيشترين سود خود را از طريق فاكتورسازي و برخي زد و بندهاي ناسالم بدست مي آورند و مثلاً 50ميليون مبلغ واقعي صرف شده در توليد را به 100ميليون تبديل مي كنند، به نظر مي رسد كه ميركريمي متأثر از آموزه هاي ديني خود، همه سرمايه تهيه كننده را صرف هرچه بهتر و فني تر شدن فيلم كرده است.
فصل هاي دشوار فيلم در كوير و كرين هاي اين فيلمساز بر روي تپه هاي بلند وغيره بي ترديد امكاناتي نيازمند بوده كه ميركريمي از تأمين آن ها در كوير مضايقه نكرده است، اتفاقي كه چه بسا ديگراني با ارزان تمام كردن، راهي سودجويانه را طي مي كردند.
صحبت هاي بيشتر پيرامون خيلي دور خيلي نزديك بماند تا فرصتي ديگر در اكران عمومي مشروط بر اينكه فيلم قرباني سيستم بيمار توزيع و نمايش نشود.
اما تا همين جا هم در شرايطي كه بسياري از فيلمسازان در اين دوره به دنبال القا و نمايش فضايي نامطلوب و فحشا زده از جامعه بودند تا از طريق اين ملتهب نشان دادن به گيشه اي پرفروش دست يابند، ميركريمي و فيلمش با رويكردي معناگرايانه باعث حفظ آبروي جشنواره بيست وسوم شدند واعتباري مضاعف به اين رويداد بخشيدند.



  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳

خيلي دور , خيلي نزديك (رضا ميركريمي ); فيلمي قابل تامل-روزنامه جمهوری اسلامی


« يك دكتر متخصص مغز واعصاب كه هم از نظر شهرت و اعتبار علمي و هم از نظر مكنت و ثروت , سرآمد دوران است , متوجه مي شود كه فرزندش دچار يك بيماري مهلك شده است . او كه پيش از اين توجه چنداني به پسرش نداشته ناگهان تصميم مي گيرد گذشته را جبران كند , بنابراين به سوي پسرش مي رود. اما در اين مسير اتفاقاتي رخ مي دهد كه ... »
اگر از حدود بيست دقيقه پاياني فيلم صرفنظر كنيم , « خيلي دور , خيلي نزديك » يكي از بهترين آثار بيست و سومين جشنواره فيلم فجر به حساب مي آيد كه نويسنده و كارگردانش براي تماشاگران حرفي براي گفتن دارند.
آن چه بيش از همه در اين اثر خودنمايي مي كند , پرداختن به ارتباط عاطفي و انساني يك پدر و پسر است كه در شرايطي ويژه رخ مي دهد و براي نخستين بار چشم پدر را به سوي بخشي از حقيقت زندگي (كه اكنون تلخ مي نمايد) باز مي كند.
در واقع قهرمان اصلي كه دكتر مغزواعصاب است , مسيري را طي مي كند كه در نهايت آن , شناخت حاصل مي شود.
دكتر , به جستجوي پسرش عازم روستاي « مصر » مي شود كه اتفاقا اسم با مسمايي است و يكي از اشخاص ديگر فيلم نيز به اين اسم اشاره كرده و از كنعان نام مي برد. اين مسير كه در واقع براي جستجوي پسر است , به كشف « خود » منجر مي شود.
تاكيد اصرارگونه فيلمساز بر طي مسير كويري از طريق نماهاي متوسط و باز , اشاره به سير و سلوك پدر دارد. ضمن اينكه در اين مسير هم بر وسايل و ابزار پيشرفته سفر (قطار) و هم ابزار سنتي آن (شتر) تاكيد مي شود. همچنين اشخاصي با دكتر مواجه مي شوند و با او به گفت و گو برمي خيزند كه بخش هايي از واقعيت و حقيقت زندگي را بر او مكشوف مي نمايند. مثل روحاني كه موتورش در كوير خراب شده و بخشي از مسير را با اتومبيل دكتر طي كرده و نكاتي را به دكتر بازگو مي كند.




پس از آن دكتر به كاروانسرايي در روستاي مصر مي رسد كه خانم دكتري جوان , در گوشه اي از آن به درمان روستائيان مي پردازد و از اين بابت بسيار راضي و خرسند است .
البته در همين بخش به شكلي ظريف و هنرمندانه , به فاصله بسيار امكانات پزشكي در روستاها و شهرها اشاره مي شود و نيز نوع تربيت و آموزشي كه در سيستم پزشكي كنوني رايج است و سبب شده است بسياري از پزشكان جوان آنگونه كه شايد و بايد , علم پزشكي را فرانگيرند و..
اما نقطه اوج فيلم كه شايد مي توانست پايان بخش آن هم باشد , صحنه اي است كه پسر ابتدا با پدرش و سپس با دكتر جوان در ارتباط با فضا وستارگان صحبت مي كنند و موسيقي اين صحنه نيز تاثيرگذاري آن را تكميل كرده است . از اين بخش به بعد و درست از وقتي كه پدر به طور ناگهاني و تك و تنها به سوي مقصد بعدي پسرش حركت مي كند , انسجام اثر از هم گسيخته مي شود. در واقع خط ارتباطي پدر و پسر كاملا قطع مي شود و فيلمساز , قصه پدر را ساز مي كند. اين بخش بيهوده كشدار شده است و نتيجه اثر نيز مطلوب نيست .شايد منطقي تر اين بود كه پدر اسير شده در اتومبيل مدفون در شن هاي صحرا با ديدن تصاوير ويدئويي , جان به جان آفرين تسليم مي كرد.
به هر حال از اين سكانس هاي پاياني كه بگذريم , « خيلي دور خيلي نزديك » توانست مخاطبان خودرا به تامل وا دارد و آنها را درگير موقعيت ويژه خود كند و اين كم كاري نيست .
همچنين فيلمبرداري و صحنه پردازي اثر بسيار جذاب و تاثير گذار شده است . بي سبب نيست كه « ميركريمي » در جايي گفته است كه كارهاي قبلي مرا فراموش كنيد و فكر كنيد كه كار من با ساخت اين فيلم شروع شده است .
بازي « مسعود رايگان » در نقش دكتر نيز از نكات قوت اثر محسوب مي شود. ضمن اينكه بازيگران ديگر نيز تلاش خوبي داشته اند مثل افشين هاشمي , درفش روحاني و الهام حميدي در نقش دكتر جوان

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳

خيلى دور خيلى نزديك، از نگاهي ديگر -شرق



بابك غفوري آذر :بزرگ ترين اميدوارى جشنواره بى شك از آن رضا ميركريمى با فيلم خيلى دور، خيلى نزديك بود. ميركريمى پس از تجربه ناموفق اينجا چراغى روشن است با انتخاب يك داستان ساده تر و البته عينى تر در همان حيطه هاى اعتقادى مورد علاقه اش بهترين فيلم جشنواره را ساخته بود كه انتخابش را به عنوان فيلم برگزيده جشنواره اجتناب ناپذير مى ساخت. روايت خودشناسى گام به گام قهرمان فيلم ضمن اينكه از صيقل تكنيكى فوق العاده كارگردان مى گذرد با انتخاب ريتمى مناسب و بازى خوب بازيگرش سريع ترين ارتباط را با تماشاگر برقرار مى كرد به گونه اى كه به شكل تعجب آورى از دام اطناب و ملال كه ويژگى اين گونه آثار است فرار مى كند. ميركريمى با خيلى دور، خيلى نزديك حالا ديگر خود را به جمع فيلمسازان سطح اول سينماى ايران ملحق مى كند كه هر فيلم شان اتفاقى در جشنواره فجر است.



امير قادري :راستش بيشتر از اين انتظار داشتيم. خيلى بيشتر. بهترين فيلم جشنواره از همان جايى بيرون آمد كه اصلاً فكرش را هم نمى كرديم؛ خيلى دور خيلى نزديك، اثر همان كارگردانى بود كه چند سال پيش فيلم اين جا چراغى روشن است را ساخته بود و حتى معناگرا هم به حساب مى آمد. داستان مردى در دل كوير كه حضور نشانه هايى زندگى اش را دگرگون مى كند. با اين وجود چه باور كنيد چه نه، فيلم ميركريمى، محشر بود. همانى كه مى خواستيم. اما يكى خيلى كم است. يك سال منتظر جشنواره بوده ايم و حالا فقط يك فيلم خوب ديده ايم. سرخوردگى ام را درك مى كنيد؟ به اين مى ماند كه در باغ سبزتان، يك ديوار بتونى باشدرضا ميركريمى اين فرصت را در اختيار تماشاگران سينماى ايران قرار داده تا با تماشاى فيلمش تا يك سال ديگر خوش باشند. اگر او هم نبود كه به نظرمان مى آمد در اين سينما نمى شود فيلم خوب ساخت. سينمايى كه ديگر نبايد همه گناهانش را گردن مسئولان بيندازيم. ميركريمى ثابت مى كند كه فيلم خوب ساختن زحمت دارد و بلدى مى خواهد حتى اگر بخواهيم گوشه اى بنشينيم و پشت چيزهايى مثل «معنا» و «سانسور» و از اين قبيل پنهان شويم.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

خاك-خسرونقيبي ،شرق



بايد اعتراف كنم «خيلى دور خيلى نزديك» غافلگيرم كرد. فيلم روان و جذاب رضا ميركريمى در دل كوير مى گذرد و قرار است كلى مفاهيم عميق به خوردمان دهد اما چنان از ابزار سينمايى بهره مى برد و به لحاظ بصرى تماشاگرش را اغنا مى كند كه نمى توان حرف هايش را نپذيرفت. هيچ كدام از فيلم هاى پيشين ميركريمى را دوست ندارم و دليلش هم واضح است. او ديدگاه هاى ايدئولوژيك اش را بدون تكيه بر ابزار سينما، بيشتر در قالب يك داستان نويس يا طنزپردازى معمولى به مخاطب ارائه مى كرد و نمونه هاى خارجى اين نوع سينما، نشان مى داد كه ميركريمى تا چه حد جا براى روايت بهتر داستان هايش دارد. اما پيشرفت او در «خيلى دور خيلى نزديك» كاملاً غريب است. فيلمنامه اى پرجزئيات كه سير و سلوك معنوى كاراكترش را به تدريج و با آرامى همراه تماشاگر مى كند، فضايى قابل باور از تهران معاصر كه پس از ديدن فيلم اين حسرت را بر جاى مى گذارد كه كاش ميركريمى فيلمى درباره خود تهران بسازد و چشم اندازهايى بى نظير از كوير كه البته دست و دلبازانه هم خرج نمى شوند مهم ترين برگ هاى برنده ميركريمى هستند. اين البته جدا از بازى هاى استثنايى مسعود رايگان و الهام حميدى است كه روح فيلم را شكل مى دهند. «خيلى دور خيلى نزديك» را در دقايق پايانى دوست ندارم و اين مشكلى است كه از پيش هم به آن مطمئن بودم. داستانى اين چنين، حتماً بايد در دل كوير، با تنهايى مرد و شكل گرفتن همه حرف هاى داستان از آغاز، پايان مى گرفت و اين يعنى مقدار زيادى شعار از جنس سينماى معناگرا كه چندان سينمايى نيست. ميركريمى هم نتوانسته از اين دام بگريزد هرچند فكر مى كنم مى توانسته و نخواسته؛ اما به هرحال با زيركى اين اتفاق را از نيمه فيلم به پانزده دقيقه پايانى سوق داده و همين ضيافت او را تا پيش از اين پانزده دقيقه نهايى به هم نمى زند كه خودش غنيمت است. اگر پدر آن دوراهى پايانى را درست و به سمت اقامتگاه پسر مى رفت، آن وقت ديدار پدر و پسر، فيلم ميركريمى را بهترين اثر جشنواره مى كرد.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

كويرى آرمانى -روبرت صافاريان،شرق


خيلى دور، خيلى نزديك فيلم يكدستى است با طرح قصه اى كه در آن همه چيز، از لوكيشن و وسايل صحنه گرفته تا آرايش رويدادها، در خدمت انديشه اى هستند كه فيلمساز مى خواهد مطرح (يا حتى اثبات) كند، گيرم اين انديشه، انديشه بكر و تازه اى نباشد، گيرم تمام حرف فيلمساز اين باشد كه رفاه مادى - خانه مجلل و اتومبيل مدل بالا و ... - خوشبختى نمى آورد و زندگى ساده و با قناعت و وجود رابطه با منشاء هستى، مى تواند احساس رضايت بيشترى به آدمى ببخشد. در فيلم جديد رضا ميركريمى، قهرمان فيلم كه پزشكى است از طبقات مرفه و علم باور، زمانى به اين آگاهى دست پيدا مى كند كه يك: با مرگ روبه رو مى شود؛ با مرگ پسرش. رويارويى با مرگ و درماندگى در قبال آن است كه باعث مى شود تا حدودى پرده از چهره حقيقت فرو افتد. دو: در كوير با مردمان ساده و بى چيز و زندگى هاى آميخته به خلوص، در پيوند با طبيعت و توأم با ايمان آنها آشنا مى شود. هر يك از اين آدم ها نقشى دارد در تحول اين مرد و رسيدنش به حقيقت مورد نظر فيلمساز.سه: تماس مستقيم با طبيعت و به خصوص با آسمان گسترده، پر ستاره و رازآميز كوير، نيز نقشى در دگرگونى اين پدر پزشك بازى مى كند. علاقه پسر در آستانه مرگ او به ستاره شناسى و سفر گروه علمى دانشجويى به كوير گزينشى روايى است كه در خدمت طرح كلى فيلم قرار مى گيرد. همان طور كه شغل پزشكى مرد چنين است. او كه به همه كمك مى كند تا از مرگ رهايى يابند، در مداواى فرزند خود ناتوان است.اما اينكه همه چيز فيلم چنان چيده شده است كه بيننده را به مقصود مورد نظر مؤلف فيلم هدايت كند، تا اندازه اى عيب فيلم هم هست. زندگى كويرنشينان در اين فيلم نه تصويرى از يك زندگى واقعى، بلكه چيزى آرمانى و كمال مطلوب است كه در طرحى كه فيلم ترسيم كرده، بايد پزشك ناباور ما را به باور برساند، اما به سبب همين وجه آرمانى و دورى از واقع گرايى، به باورپذيرى طرح و تحول قهرمان اصلى آن لطمه مى زند. تصور رمانتيكى كه فيلم از زندگى مردمان محروم از رفاه مادى كوير دارد، بى تضاد و بى مسئله بودن اين زندگى، بى توجهى به بده بستان فرهنگى و اقتصادى حتى دوره افتاده ترين نقاط كشور با مراكز شهرى و كلان شهرى، آن چيزى است كه تصوير اين زندگى را از نگاهى واقع گرايانه دور مى كند. و اين با پيشينه فيلمساز كاملاً خوانايى دارد. اين كويرنشين ها همان بى خانمان هاى زير پل فيلم زير نور ماه هستند. و نگاه ميركريمى در اين فيلم نيز مانند آن فيلم به نگاهى ساده انگارانه به بحران هاى كلان اجتماعى- فرهنگى مى انجامد. همان نگاهى كه در آثار فيلمسازان ديگرمان، مثلاً در فيلم بچه هاى آسمان مجيد مجيدى نيز گاه به گاه يافتنى است. نگاهى كه مى توان آن را چنين خلاصه كرد: فقر زيباست و پول براى آدم خوشبختى نمى آورد. در اين فيلم البته در ارتباط با اين تم نكته ديگرى هم دنبال شده است و آن اينكه از علم كارى ساخته نيست، و تنها ايمان مى تواند انسان را نجات دهد. از اين ديدگاه، خيلى دور، خيلى نزديك رساترين و امروزى ترين فيلم معناگراى جشنواره است (اگر اين اصطلاح خود معنايى داشته باشد. به هر رو من آن را به معناى گرايش به معنويت و نوعى ارتباط با عالم ماوراء حسى به كار مى برم.)سبك بصرى فيلم فوق العاده است. تصاوير كوير به خصوص آنها كه با عدسى تله يا در ساعات طلايى گرگ وميش گرفته شده اند و بازى اى كه با تابش نور چراغ هاى ماشين در گرد وغبارى كه بلند مى كند شده است، كوير را از حالت لوكيشن صرف در مى آورند به آن وجهى رازآميز مى بخشند. نقش حميد خضوعى ابيانه مدير فيلمبردارى فيلم را در درآوردن اين حال وهوا نبايد دست كم گرفت. همين طور نقش بهرام دهقانى تدوين گر فيلم را كه با گزينش درست تكه هاى فيلم در فصل هاى مونتاژى حركت ماشين در كوير توانسته است به فضاسازى فيلم كمك شايانى بكند و نقش محمدرضا عليقلى آهنگساز فيلم را كه با موسيقى خود حالت وهم آلود اين صحنه ها را تقويت كرده است.خيلى دور، خيلى نزديك شباهت هاى آشكارى به خانه اى روى آب ساخته بهمن فرمان آرا دارد. در آنجا هم پزشك مادى گرايى داشتيم كه احساس خوشبختى نمى كرد. حتى چهره و فيزيك مسعود رايگان بازيگر نقش پزشك فيلم ميركريمى به رضا كيانيان كه نقش اصلى فيلم فرمان آرا را بازى مى كرد بى شباهت نيست. اما فيلم خانه اى روى آب فيلم آشفته اى بود كه نتوانسته بود عناصر و داستان هايى را كه به ميدان آورده بود خوب جمع كند، هرچند در صحنه هاى منفرد در نمايش تلخى زندگى پزشك و تنهايى او از گزندگى و تلخى اثرگذارترى بهره مند بود. خيلى دور، خيلى نزديك فيلم خيلى يكدست ترى است و تند و تيز بيننده را به سمت نتيجه گيرى دلخواه خود مى كشاند. در اين راستا تسلط ميركريمى در مقام كارگردان از نظر انتخاب ميزانسن هاى درست و مناسب قصه، و بازى گيرى خوب، باعث مى شود يك آن حواس ما از پيگيرى قصه قهرمان ميانسال فيلم منحرف نشود.
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

خيلی دور، خيلی نزديک به روايت بی بی سی

قرار بود فيلم "خيلی دور، خيلی نزديک" اولين ساخته ميرکريمی باشد، اما فيلمساز به گفته خودش به دليل حساسيت موضوع (شک در موجوديت خداوند) در آن زمان جرأت ساخت آن را پيدا نمی کند. تا آن که پس از ساخت سه فيلم و پرداختن آثار مشابهی چون زير نور ماه و اينجا چراغی روشن است عاقبت به طرح قديمی اش باز می گردد و فيلم "خيلی دور، خيلی نزديک" را می سازد.ميرکريمی ترجيح می دهد به سراغ ستاره های سينما نرود و بازيگرانش را از ميان چهره های نا آشنا، ولی نه الزاما نا بازيگر انتخاب کند؛ چرا که شايد نمی خواهد بين قهرمانانش و مخاطبانش فاصله ای ايجاد شود. در آخرين فيلم ميرکريمی باز هم با فضاسازی های موفق که بيانگر فضا و تم قصه اوست روبرو هستيم، ولی در عوض ترکيب بندی (کمپوزيسيون) و ضرباهنگ فيلم توقع مخاطب را ارضا نمی کند.ميرکريمی به موضوعات ويژه ای نزديک می شود: زندگی طلاب و روحانيون (زير نور ماه) و يا شک در مبداء آفرينش (خيلی دور، خيلی نزديک). اما چون پاسخ های خود را دارد، سرانجام به يقين می رسد. هر چند آثار او می تواند پشتوانه ای برای حکومت مذهبی ايران باشد، اما تا همين چند سال پيش چنين ديدگاههايی با سوءظن نگريسته می شد و اجازه ورود به اين وادی به فيلمسازان داده نمی شد.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳

اين قدر حساب شده، اين قدر صميمى-اميرقادري ،شرق


امير قادرى :تمام صفاتى كه تا به حال فيلم هاى رضا ميركريمى را از طريق آن مى شناختيد و وصف مى كرديد؛ بريزيد دور. صفاتى از قبيل ساده و صاف و صميمى و شفاف و سرراست و از اين قبيل. نه اين كه اين ها را نشود درباره فيلم چنين دور، چنين نزديك به كار برد. اما قبل از همه اين حرف ها، آخرين فيلم رضا ميركريمى فيلم استخواندارى است كه ساختار درست و حسابى دارد و از كوچك ترين نشانه هاى فيلمنامه ظاهراً محدود و كم شاخ و برگش استفاده مى كند. قدر تمام عناصر اين فيلمنامه به دقت بافته شده را مى داند و تا لحظه آخر از چارچوب هاى مورد نظرش خارج نمى شود. خيلى دور، خيلى نزديك قرار است فيلمى باشد درباره ارتباط آدمى با نشانه هاى فراطبيعى. كسى كه ظاهراً اعتقاد و علاقه چندانى به اين جور چيزها ندارد و جايى در وسط كوير مجبور مى شود با آن ها سر و كار پيدا كند. داستان از اين كليشه اى تر نمى شود. به خصوص اگر با محصولات سينماى ايران سر و كار داشته باشيد. اما ميركريمى حد و اندازه را نگاه مى دارد، از مهارتش در فيلمسازى استفاده مى كند بى اينكه بيننده فلك زده را مرعوب كند، و وقتى مخاطبش را به قلاب انداخت، آن وقت انگار كه پرده اى از حرير را كنار بزند، با چيزى رو به رويش مى كند كه اصلاً فكرش را هم نكرده است؛ فكرش را هم نكرده اين قدر تاثيرگذار از آب دربيايد. اين اتفاق براى شخص من وقتى افتاد كه براى اولين بار صداى فرزند دورافتاده مرد را شنيدم. فقط يك صدا بود و به نظرم نيامد كه با شنيدن چنين صدايى، سر و كله چنين حسى پيدا شود. ولى پيدا شد و ميركريمى اين را مى دانست. چون اگر غير اين بود كه اين قدر با اعتماد به نفس و به آرامى فيلمش را جلو نمى برد تا به چنين لحظه اى برسد. و تازه تا مدت ها بعد هم ديگر سراغ چنين كارى نرفت. درست مثل صياد واردى كه كارش را كرده و ديگر لازم نمى داند تا مدتى سراغ صيد به دام افتاده اش برود. و ميركريمى در اين راه تنها نيست. درباره فيلمنامه به شدت كار شده اثر كه صحبت كرديم. بعد مى رسيم به تدوين بهرام دهقانى كه تاثير فراوانى بر محصول نهايى دارد. دهقانى فيلم را كنترل مى كند و در عين حال اجازه مى دهد كه راحت و روان راهش را ادامه بدهد. جورى كه در اين فيلم جاده اى همه چيز متعادل و موزون جلوه كند. درست شبيه راه رفتن مرسدس بنزى كه بخشى از شكوه و وقار فيلم متعلق به اوست و اگر مركب طرف پژو بود يا پاترول و رنج روور مثلاً، آن وقت همه چيز تغيير مى كرد. حميد خضوعى ابيانه از خانه هاى گلى روستاهاى وسط كوير طورى فيلمبردارى كرده كه اغلب همكارانش از آپارتمان هاى جردن هم نمى توانند چنين ظاهر جذابى بسازند و نماهايش از حركت ماشين در جاده هاى مختلف با جغرافياى گوناگون، چيزى از زيبايى و اصالت مرسدس بنز محشر مذكور كم نمى كند. محمدرضا عليقلى شايد بهترين كارش را براى اين فيلم ساخته و امير اثباتى آن قدر خوب است كه اصلاً حضورش در فيلم ديده نمى شود و بالاخره بازيگران فيلم؛ آدم را با خودشان مى برند. مسعود رايگان با صداى فاخرش، آرام و حساب شده بازى مى كند و الهام حميدى و بقيه بازيگران نقش هاى فرعى همان چيزى هستند كه بايد باشند. ميركريمى نه فقط داستانش را اين قدر حساب شده جلو مى برد، نه فقط از كوچك ترين عناصر موجود در فيلم به خوبى استفاده مى كند (حتى شيشه بالابرهاى برقى و سقف بازشوى مرسدس) نه فقط با مهارتش در كارگردانى اين داستان مينيمال را گاه تا حد يك ملودرام اپرايى گسترش مى بخشد، بلكه در سكانس نهايى فيلم گذر از اين دنيا به دنياى ديگر را به ظريف ترين شكلى به مخاطبش انتقال مى دهد. جورى كه فيلم تمام مى شود و او هنوز نمى داند پزشك بيچاره داستان را در كدام دنيا رها كرده. اين كه اصلاً خودش در كدام دنيا رها شده. فيلم هاى خوب اگر نتوانند اين مرز را مخدوش كنند پس به چه دردى مى خورند؟   
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳

چراغ جشنواره روشن شد ـ اصغر نعيمى:شرق

،






سرانجام رضا ميركريمى چراغ جشنواره بيست وسوم را روشن كرد و بعد از هفت روز متوالى سكون و رخوت ناشى از نمايش فيلم هايى نه چندان دلگرم كننده، «خيلى دور، خيلى نزديك» حال و هوايى تازه را به سالن سينماى مطبوعات هديه آورد، نه فقط در سينماى مطبوعات كه اين روزها هر جا بروى صحبت از ميركريمى و موفقيت فيلمش است كه با موفقيت تمام و با فاصله اى بسيار زياد نسبت به ساير فيلم هاى امسال توانسته توجه ها را به خود جلب كند.شاخص ترين فيلم ميركريمى تا پيش از اين زير نور ماه بود كه به دليل مضمون خاصش دو سال پيش همين حال و هوا را بر جشنواره بيست ويكم حاكم كرد و بسيارى آن فيلم را به عنوان سنگ محكى از سوى تهيه كننده اش منوچهر محمدى قلمداد كردند كه با سنجش ميزان تحمل مسئولان و استقبال مخاطب و منتقدان نسبت به دستمايه قرار دادن شخصيت روحانيون به عنوان محور داستان، زمينه را براى توليد مارمولك فراهم كند، اما ميركريمى سواى اين دغدغه ها فيلمى ساخته بود گرم، تاثيرگذار كه در بسيارى اجزا نسبت به مارمولك برترى دارد.
البته پيش از اين ميركريمى با ساخت مجموعه تلويزيونى بچه هاى مدرسه همت و اولين فيلمش كودك و سرباز توانايى هاى خود را اثبات كرده بود و ساخت زير نور ماه از فيلمسازى با پس زمينه او چندان دور از ذهن نبود. موفقيت همه جانبه زير نور ماه باعث شد كه ميركريمى فيلم بعدى خود «اينجا چراغى روشن است» را در شرايطى ايده آل و با حمايت مستقيم بنياد سينمايى فارابى توليد كند، اما نمايش آن در جشنواره يك شكست تمام عيار بود و تمام علاقه مندان آثار قبلى اين سينماگر را سرخورده و متعجب كرد. ميزان اين سرخوردگى به حدى بود كه كمتر كسى اميدوار بود خيلى دور، خيلى نزديك اثر چندان قابل توجهى شده باشد.خود ميركريمى در يادداشتش براى ماهنامه فيلم تمام آثار گذشته اش را به عنوان پيش شماره هايى معرفى كرده بود كه از پس تجربه ساخت آنها، تمام انرژى اش را صرف خيلى دور، خيلى نزديك كند و همين ميزان توقع از فيلم را تا حد زيادى افزايش داده بود و حالا خوشبختانه فيلم نه تنها تمام توقع ها را برآورده كرده، بلكه حتى فراتر از آن هم رفته و عنوان غيررسمى بهترين فيلم جشنواره امسال را از آن خود كرده.حالا ميركريمى چهره مطرح واقعى جشنواره بيست وسوم فيلم فجر خيالش راحت است تمام دشوارى هايى را كه براى توليد فيلم تحمل كرده نتيجه داده و چهارمين ساخته او به عنوان يك فيلم خوب و ديدنى ثابت كرد كه شكست اينجا چراغى روشن است، يك اتفاق بوده و سينماى ايران صاحب فيلمساز هوشمندى شده كه مى تواند به آينده او و فيلم هايش اميدوار باشد.خوشبختانه ميركريمى در ابتداى راه است و فقط چهار فيلم ساخته، پس مى توان منتظر بود و به فيلم هاى آينده اش اميد بست.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳

اینجا چراغی روشن است -بابك غفوري آذر



برای جشنواره به شدت ناامیدکننده امسال حسن ختامی مانند بیدمجنون طبیعی به نظر می رسد. روند حرکتی نزولی مجیدی بعد از رنگ خدا با این فیلم کامل می شود و حالا تنها باید امیدوار به گیلانه بود که کمی حس و حال جشنواره های قبلی را برایمان زنده کند.
تا به حال که تنها «خیلی دور؛ خیلی نزدیک» توانسته آن طعم گس دوست داشتنی بعد از دیدن یک فیلم خوب را درونمان ایجاد کند. چهارمین ساخته رضا میرکریمی بعد از فیلم به شدت ناامید کننده اینجا چراغی روشن است نمونه مناسبی از نوع سینمای معناگراست که امسال به شدت از سوی مسولان سینمایی کشور مورد توجه قرار گرفته است. فقط ای کاش به جای آن تمهید دم دستی گرفتار شدن در طوفان شن اتفاق دیگری برای قهرمان داستان پیش می آمد تا بیشتر آن حس معنوی ارتباط با کسی که می دانی هست و مطمئنی صدایت را می شنود برایمان بوجود می آمد. من این حس را تجربه کرده ام.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

خيلي دور، خيلي نزديك“ فيلم برگزيده قوه‌ي قضاييه-ايسنا

خبر گزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فقه و حقوق - حقوق اجتماعي
فيلم «خيلي دور، خيلي نزديك» ساخته رضا ميركريمي از سوي كميته‌ي ارزشيابي بخش جنبي بيست و سومين جشنواره‌ي فيلم فجر متشكل از كارشناسان و صاحب‌نظران قوه‌ي قضاييه براي دريافت جايزه‌ي اين كميته انتخاب شد. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مدير كل روابط عمومي و اطلاع‌رساني قوه‌ي قضاييه طي نامه‌اي به دبير جشنواره‌ي فيلم فجر و مديرعامل بنياد سينمايي فارابي آورده است: كميته‌ي ارزشيابي بخش جنبي بيست و سومين جشنواره‌ي فيلم فجر متشكل از كارشناسان و صاحب‌نظران قوه‌ي قضاييه كه براي اولين بار به بررسي فيلم‌هاي جشنواره از ديدگاه مفاهيم حقوقي با معيارهاي «جايگاه قضاوت و اهميت امر قضا»، «پيشگيري از وقوع جرم»، «رعايت حقوق شهروندي» و «آزادي‌هاي مشروع» پرداخته‌اند، اعلام مي‌دارد كه هيچ‌يك از فيلم‌هاي به نمايش درآمده نتوانستند تمامي انتظارات مورد نظر اين كميته را برآورده سازند. لذا ضمن ابراز اميدواري در جهت انعكاس اهداف متعالي ياد شده در توليدات سينمايي سال آتي، به پاس احترام به هنرمندان و دست‌اندركاران تهيه و توليد فيلم‌هاي ارزشمندي كه سينماي ايران را اعتلا بخشيده‌اند و به منظور حمايت از سينماگران خلاق و صاحب سبك كشورمان كه ساختار هنري و ارزشي فيلم‌هايشان اعتباري جهاني برايمان كسب نموده‌اند، داوران بخش جنبي قوه‌ي قضاييه هديه خود را به فيلم «خيلي دور، خيلي نزديك» ساخته رضا ميركريمي به لحاظ موفقيت در بيان يك مفهوم قابل اعتناي فلسفي در گذر از مناسبات روزمره اجتماعي (با رعايت حقوق شهروندي) اهدا مي‌كند.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

خيلي دور ـ خيلي نزديك، ازنگاه ندادهقاني




ندادهقانی خبرنگاراجتماعی ایسنا، ایران وحیات نو وخیلی جاهای دیگه بوده است او مطلبی بدین شرح در سایت خوددرباره " خیلی دور ، خیلی نزدیک "نوشته است:

بعد از 6 روز ، جشنواره فجر بالاخره از خجالت تماشاگران سینما صحرا در آمد با " خیلی دور ، خیلی نزدیک " . فیلم دلنشین میرکریمی نه حرص داد نه زجر ، روان بود مثل شنهای صحرای فیلم. آدمهایش نه خیلی دور بودند نه نزدیک ، مثل مرگ ، مثل زندگی ، مثل خدا که میرکریمی در فیلم هایش آدم را با آن قلقلک می دهد. البته این قلقلک در فیلم قبلی اش ، زیر نور ماه ، شدید تر بود.
تکان معنوی، انگار اینجا را هم تکانده است . بد نیست که بعد از آن ماجراهای " موج منفی " بابک دوباره می نویسد.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

خيلي دور ـ خيلي نزديك، زن زيادي را كنار زد -ايسنا



خبر گزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
خيلي دور ـ خيلي نزديك ساخته ميركريمي كه در روز گذشته در رده چهارم در بخش مسابقه سينماي ايران، قرار داشت، با دوپله صعود بر رده دوم قرار گرفت، اين فيلم توانسته است 72 درصد آراي تماشاگران به دست آورد.زن زيادي با 72 درصد، كافه ترانزيت با 69 درصد و رستگاري در 8:20 با 65 درصد، در رده‌هاي بعد آراي تماشاگران بيستمين جشنواره فيلم فجر حضور دارند.
در بخش بين‌الملل نيز خيلي دور خيلي نزديك با 60 درصد آرا در رده سوم پس از مجيدي و آنجلوپلوس قرار دارد و بن بست و يك تكه نان با 59 و 57 درصد در رده‌هاي بعدي قرار دارند.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

فيلمى خوب بدون هياهو-فرامرز روشنايى ،شرق



خيلى دور، خيلى نزديك جديدترين فيلم رضا ميركريمى، نمونه اى از يك فيلم استاندارد و خوب است. فيلمى كه براى بيان مقصودش از اتفاقات و نشانه هاى سينمايى استفاده كرده و براى مطرح كردن خودش دست به حاشيه سازى و جنجال آفرينى نمى زند.داستان فيلم درباره دكتر متخصصى است كه به خاطر درگيرى هاى كارى و تفريحى اش از اطراف خود و حتى پسرش دور شده است. آگاهى از بيمارى پسرش او را وادار مى كند تا به هر ترتيبى است پسرش را كه براى شركت در يك مسابقه ستاره شناسى به كوير رفته است بيابد.ميركريمى براى ساده بيان كردن داستان فيلمش با هماهنگ كردن امكانات پيچيده سينمايى مانند فيلمنامه، طراحى صحنه و لباس، مونتاژ، موسيقى، بازى ها و البته عناصر كارگردانى مانند دكوپاژ و ميزانسن استفاده كرده است.هيچ صحنه و يا ديالوگى از فيلم اضافه و نابجا نبوده و به درستى در فيلم گنجانده شده است.به طور مثال وقتى همراهان مريض لاعلاجى از دكتر مى پرسند كه آيا اميدى براى زنده ماندن مريض شان است و با جواب رد دكتر مواجه مى شوند، همراهان مريض از دكتر راه چاره مى خواهند. دكتر در جواب آنها مى گويد كه از هيچ كس كارى ساخته نيست و مثال فردى را مى زند كه در ته چاهى در كوير گرفتار آمده. در نهايت همراهان مريض تنها راه چاره را زيارت مى دانند. و چه زيبا در فصلى ديگر از فيلم مى بينيم كه خود دكتر در شرايطى مانند آنچه مثال زده گرفتار مى شود و در نهايت دست پسرش او را نجات مى دهد. تماشاگر بدون آنكه با آن مريض و زيارتش مواجه شود، مى تواند حدس بزند كه دستى ديگر براى كمك به آن مريض دراز شده است. مثال بالا نمونه اى از هماهنگ بودن قالب و محتواى فيلم است كه بدون هيچ ادايى و به زيبايى در فيلم به تصوير درآمده است.خيلى دور، خيلى نزديك پر است از اين نشانه ها كه خود را به عنوان يك فيلم خوب و استاندارد معرفى مى كند.   
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

رستگارى دركوير-رامتين شهبازى،ايران

شايد درنگاه اول عناصر روايتى كه سيدرضا ميركريمى در فيلم خيلى دور، خيلى نزديك از آنها سودجسته، عناصرى تكرارى باشد.شخصيتى درپى حادثه اى سفرى را آغازكرده و درحين سفر اتفاقاتى رخ مى دهد كه او بيشتر با خود و اطرافش آشناشده و متحول مى شود.
سفر اصولاً بسترمناسبى است براى تحول در يك داستان.اما نقطه درخشان فيلم ميركريمى كه آن را به پديده جشنواره امسال بدل مى كند، استفاده از جزئياتى است كه ما را وامى دارد عناصر تكرارشونده اين فيلم را به فراموشى بسپاريم. فيلمنامه فيلم خيلى دور، خيلى نزديك مبتنى به جزئيات است.وقتى فيلم را مى ديدم ياد سخن معروف آن درام نويس بزرگ افتادم كه گفته بود وقتى نويسنده اسلحه اى را روى صحنه تعبيه مى كند، تا پايان نمايش بايد حتماً از آن اسلحه تيرى شليك شود. ميركريمى نيز دقيقاً چنين مى كند. هيچ پلان و يا ديالوگى نيست كه در روند داستان نقشى اساسى برعهده نداشته باشد. به ياد بياوريد وقتى پدر و برادر مريم ، مريض دكتر نزد او آمده اند و دكتر وضعيت بحرانى دختر را برايشان توصيف مى كند. او از مادر و برادر مى خواهد اجازه دهند دختر سريع تر بميرد تا راحت شود. او براى توصيف وضعيت دختر شرايط شخصى را توصيف مى كند كه در كوير زير توفان شن گرفتار آمده و هيچ پناهى ندارد و جز آنكه بميرد. دقيقاً اين وضعيت بغرنج در انتها به واقع براو حادث مى شود. يا در يكى از صحنه هاى گذرى مى بينيم شترى را براى عروسى مى برند و در ادامه گوشت همان شتر به عنوان غذا پيش روى دكتر قرارمى گيرد و هزاران نكته اينچنين.همانطور كه آمد الگوى روايتى سفر يكى ازمعروفترين الگوهاى روايتى در ادبيات و سينماست. ناتالى هوشورن داستانى دارد به نام «آقاى براون خوب جوان».دراين داستان مردى به قصد يك مأموريت همسر و شهر خود را ترك مى كند و شبانه راهى را درپى مى گيرد. در ادامه راه به جنگلى مى رسد و درآن جنگل با واقعيتى دردناك روبه رو مى شود. ابليس او را با خود به قعر جنگل مى برد و پرده از واقعيت هاى اطرافش برمى دارد. او تازه مى فهمد چه تصور اشتباهى از هنر و مردم شهرش داشته است. سفر دكتر در خيلى دور، خيلى نزديك نيز چنين مى نمايد واقعه اى شوم بيمارى دردناك پسر دكتر او را به كوير مى كشاند. چشم اندازى كه به لحاظ تصويرسازى دراين مكان مورداستفاده ميركريمى قرارمى گيرد، تنها تصاويرى كارت پستالى و چشم نواز نيستند و به تنهايى دكتر صحه اى دوچندان مى گذارند. او هيچ راه گريزى ندارد و به هرطرف كه مى چرخد در انتها به نقطه نخستين بازمى گردد.وى درتنهايى خود مدفون مى شود و با مرور سريع گذشته ناگهان به رستگارى مى رسد.اينجا صحبت هاى دختر پزشك داخل قلعه به ياد او مى آيد كه بيش ازاحتياج به كمك سامان پسردكتر خود اوست كه نيازمند كمك است. دستى از بالا مى آيد و دكتررا نجات مى دهد. سفر دكتر بيش از آنكه سفرى صورى باشد، سفرى است به درون خود او. به نماهاى لانگ شاتى دقت كنيد كه ميركريمى از دكتر در دشت ارائه مى كند. بخش هاى ديگر نيز چنين است. فصولى كه در شهر مى گذرد همه چيز در زاويه اى نزديك اتفاق مى افتد. اطراف دكتر تا آن حد شلوغ مى نمايد كه او نمى تواند به چيز ديگرى فكركند، اما آنجا هم صداى ترقه ها و اسباب آتش بازى چهارشنبه سورى خبر از يك بحران مى دهد. خطرى دكتر را تهديدمى كند كه متوجه اش نيست.الگوى سفر، رستگارى و... ( منظورم تنها فيلم سيروس الوند نيست) ، از مسائلى به شمار آيد كه امسال توسط فيلمسازان مختلف مورد استفاده قرارگرفته.
اما نمى دانم چرا فيلم ميركريمى به دل مى نشيند. همانطور كه زير نورماه به دل نشست.
راستى چقدرخوب شد، چهره واضح سامان را تنها در دوران كودكى ديديم. گويا او هيچوقت بزرگ نشده است.
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

خدا نزديك است-حميده صانعی،كيهان

سيدرضا ميركريمي سازنده فيلم جسورانه زير نور ماه، در تداوم ماندگاري اش در سينما، باز هم در آخرين كارش باعنوان «خيلي دور، خيلي نزديك» بر مفاهيم مورد نظرش و دغدغه هاي فرهنگي و باورهاي متافيزيكي خود تأكيد دارد.پزشكي براي كمك رساني به پسر بيمارش كه به منظور رصد ستارگان به مركز كوير رفته، راه كوير را در پيش مي گيرد. دكتر كه سرمايه داري بزرگ و بي اعتقاد به باورهاي ديني و وجود خدا است، سفري اوديسه وار آغاز مي كند و او كه در ابتداي مسير با جمله «خدا را ما ساخته ايم» به دل كوير مي زند با اتفاقاتي سير تحول را مي پيمايد.ميركريمي با روايت يك قصه چند خطي و سوژه اي تكراري در ساختاري منسجم، حساب شده و تكنيكي موفق مي شود تا اثري قابل تحمل و تأثيرگذار خلق كند و همين فاكتورها ثابت مي كند كه ميركريمي به نسبت فيلم اينجا چراغي روشن است، گام هايي رو به جلو برداشته است.ازنظر زيبايي شناسي و زيباشناختي كار ميركريمي جايگاه ويژه اي دارد. او توانسته كوير را چنان جذاب جلوه دهد كه تماشاگر بعضاً مبهوت زيبايي هاي آن شود. خصوصاً كرين هاي ميركريمي بر روي تپه هاي بلند دل كوير به شدت آنچه را مي خواسته از اين طريق القا كرده و به لحاظ زيباشناختي، كارگردان در پرداخت شخصيت قهرمان فيلم و پسروي كه در فيلم ديده نمي شود- و تنها صداي او از طريق تلفن به گوش مي رسد- به جزئياتي توجه كرده كه پلان به پلان تحول او صورت بگيرد و آنجا كه دكتر و اتومبيلش در ميان طوفان شن دفن مي شوند، اوج اين تغيير و حضور خدا قابل لمس مي شود. جالب اينكه دكتري كه فكر مي كرد با تخصص خود مي تواند هر مريضي را نجات دهد و پيش از اين نيز چند بيمار نزار را با عمل جراحي خود زندگي بخشيده بود، حالا خود ناتوان در انتظار ناجي به هر دري مي زند و در اوج نااميدي، پسر بيمارش به ياري او مي شتابد. اين اتفاق را پزشك زن جواني كه در فصلي از فيلم و ميان يك كاروانسرا با دكتر آشنا مي شود، پس از كشمكش هايي به دكتر گفته مي شود. پزشك جوان، وقتي از بي اعتقادي قهرمان قصه آگاه مي شود به وي گوشزد مي كند كه او بيش از پسرش بيمار است و سپس به دور از چشم دكتر و پيش از حركت وي به دل كوير، نمادي از مذهب را به آينه ماشين اش مي آويزد، سمبلي كه در هنگام گرفتار شدن دكتر در گوري از شن، بر اميدواري او مي افزايد و در نزديك شدنش به مفاهيم وحدانيت و وجود، نقش اساسي ايفا مي كند.

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

در انتها فقط نور بود-خبرگزاری "مهر": "سعيد اصغرزاده"

خبرگزاری "مهر": خيلی دور خيلی نزديک ساخته ميرکريمی در جمع منتقدان و اصحاب مطبوعات به نمايش در آمد.سينمای ايران می تواند مثل يک آدم سرگردان در يک کوير بزرگ درته يک چاه گم شود وهيچکس آن را نبنيد و نشنود، اما گاه يک کارگردان می تواند آن را با يک فيلم نجات دهد.فيلم "خيلی دور - خيلی نزديک" حکايتی ازاين دست است. خيلی دوراست، چرا که سينمای ايران از معنا دورگشته و می رود تا در زير خروارها ادعا و صد البته فروش و گيشه گم شود وخيلی نزديک است، چرا که حکايت هر يک از ما آدمهاست. فيلم يک موقعيت است. موقعيتی برای بيان واقعيات و دريچه ای برای نجات!فيلم ميرکريمی يک تبر است . يک چاه است . سک سحابی است که هم تولد ستاره ها را شاهد است وهم مرگ ستاره ها را. يک آمد و شد کوتاه اما طولانی است. اين قبر می تواند گذر از تاريکی و رسيدن به روشنايی باشد. تو نجات پيدا می کنی به شرط اينکه باور کنی و ايمان بياوری . حتی اگر بشارت دهنده و منجی تو، از نسل بعد از تو باشد. فيلم خيلی دور است، چرا که در لوکيشن کوير که بدوی است و دست نخورده باقی مانده است. از قرون ماضی حادث می شود وخيلی نزديک است، چرا که با تکنولوژی مدرن ، ماشين آخرين سيستم و تجهيزات پزشکی راهی اين ديار شده ايم. فيلم نه تضاد سنت ومدرنيسم که همراهی ايندو را نشان می دهد. اين همراهی به نتيجه نمی رسد، مگراينکه تو خود را مرور کنی. هرانسانی بارگناه خود را بر دوش می کشد و نمی تواند بی آنکه بار خود را سبک کند، به فکر سبک کردن بار ديگران باشد. تو تا خودت رااصلاح نکنی نمی توانی به اصلاح و کمک ديگران بپردازی.فيلم خيلی دور است، چرا که جامعه ای منحط شده و گرفتار در ماديات و پول را می نماياند و خيلی نزديک است، چرا که راه گريز از اين جامعه را نشان می دهد. به اندک تصميمی می توانی از پيکره اين جامعه منحط گريز بزنی و راهی شوی. راهی را که تنها راه نجات تو نيست، اما می تواند يکی از گزينه های اجتناب ناپذير تو باشد. تو فقط بايد بخواهی .فيلم خيلی دور است، چرا که گذر عمر را نشان می دهد. سفر را نشان می دهد وحکايت آدمهای سفر را و خيلی نزديک است، چرا که ما درهر لحظه عمر زندگی می کنيم و درهر لحظه سفر حيات داريم و با حکايت تک تک آدمها آشنا می شويم. حکايت های ساده زندگی هر يک از آدمها که هر روزه می توان مشاهده کرد، اما بايستی حتما موقعيتی بوجود آيد تا با عمق تک تک آنها و رفتارشان آشنا شوی."خيلی دور خيلی نزديک" پا را از يک فيلم بودن محض فرارتر می داند و تبديل به يک پيام الهی می شود. پيامی که از دريچه روشنايی يک قبر خود ساخته بشری با نور به سويت می آيد. درانتها هيچ نبود جز نور.
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

ميركريمي: مخاطبان شخصيت‌هاي اصلي فيلم من هستند-فارس




خبرگزاري فارس: سيدرضا ميركريمي كارگردان فيلم "خيلي دور خيلي نزديك" گفت: شخصيت اصلي فيلم من مخاطبان هستند و اگر آنان پس از پايان فيلم احساس كنند درونشان تطهير شده است من به هدفي كه مي‌خواستم رسيده‌ام.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگي خبرگزاري فارس، ميركريمي كارگردان فيلم سينمايي «خيلي دور، خيلي نزديك» در جلسه پرسش و پاسخ اين فيلم كه در سينما صحرا برگزار شد با بيان اين مطلب كه شخصيت اصلي فيلم من مخاطبان هستند، گفت: تمامي شخصيت‌هايي كه ما در فيلمنامه‌هايمان خلق مي‌كنيم، متعلق به خودمان است و وجود خارجي ندارند، بنابر اين مكلف نيستيم تا آنان را به سر و سامان برسانيم و نشان دهيم كه اتفاقات به وجود آمده در طول فيلم به چه شكل آنان را تطهير كرده است. در واقع شخصيت اصلي ما مخاطبان هستند و اگر آنان با ديدن اتفاقات فيلم در درونشان احساس پاكي كنند ما به هدفمان رسيده‌ايم.
وي درباره انگيزه خود از ساخت اين فيلم گفت: طرح فيلمنامه "خيلي دور، خيلي نزديك" را بعد از ساخت فيلم «كودك و سرباز» نوشتم، اما در آن زمان جرأت ساختش را پيدا نكردم چرا كه حس مي‌كردم بضاعت كافي براي توليد چنين اثري را ندارم. بعد از ساخت «زير نور ماه» تصميم گرفتم بار ديگر به سراغ اين طرح بروم كه باز هم نشد تا اين كه چندي پيش با محمدرضا گوهري آشنا شدم و حس كردم كه او توانايي بسيار بالايي دارد و مي‌توانم با كمكش فيلمنامه "خيلي دور،خيلي نزديك" را بنويسم.
وي در ادامه افزود: وقتي تصميم براي ساخت فيلم جدي شد با خود عهد كردم روي فيلمنامه بيشتر وقت بگذارم، همين عامل موجب شد تا نگارش فيلمنامه ماه‌ها به طول بيناجامد و در اين مدت نزديك به 10 بار فيلمنامه بازنويسي شد. البته از آنجايي كه لوكيشن‌هاي اين فيلم داراي بار معنايي بسياري بودند، ما پس از بازديد لوكيشن‌ها براي يازدهمين بار نيز فيلمنامه را مورد بازنويسي قرار داديم.
ميركريمي در ادامه با اشاره به اين مطلب كه مخاطب بايد خود به مسائل نهفته در فيلم پي ببرد اظهار داشت: فيلمنامه يك پلات كلي دارد و آن پلات همان سفر تقدير گونه است، سفري كه مسافر خود از آن بي‌خبر است و طي آن از لحاظ معنايي از هيچ به همه چيز مي‌رسد، اما دريافت همه اين نكات بر عهده مخاطب است و من علاقه ندارم دل و جگر فيلمنامه را بيرون بكشم و راجع به همه چيز صحبت كنم.
كارگردان فيلم "خيلي دور،خيلي نزديك" در پاسخ به برخي از پرسش‌هاي حاضرين مبني بر اين كه چرا دائم به سراغ فيلم‌هاي مذهبي مي‌رويد و يا اين كه آيا امكان دارد با وجود تلي از شن كه دكتر زير آن در داخل ماشين گير كرده موبايل آنتن دهد با لحني طنزآميز پاسخ داد: اين كه مي‌پرسيد چرا دائم فيلم مذهبي مي‌سازم بايد بگويم كه فعلا همين را بلد هستم و شما هم اجازه دهيد با ساختن اين گونه فيلم‌ها جنسمان جور باشد، درباره آنتن دادن موبايل هم زياد نگران نباشيد چون فيلم‌هاي من خيلي دير اكران مي‌شود تا آن زمان مشكل آنتن‌دهي موبايل‌ها هم حل ‌شده و اين مسئله زياد به چشم نمي‌آيد.
ميركريمي سپس درباره انتخاب مسعود رايگان نيز توضيحاتي داد و عنوان كرد: من فيلم "خاموشي دريا" را كه آقاي رايگان در آن بازي داشت نديده بودم و ايشان از طرفي پرويز پرستويي به من معرفي شدند. پس از ملاقات اوليه و ... متوجه شدم كه ايشان در فيلم "خاموشي دريا" بازي كرده و در همان زمان چند دقيقه‌اي از آن فيلم را ديدم. اما ديدن اين فيلم تأثير چنداني در انتخاب ايشان نداشت.
وي در پايان در خصوص تهيه اين فيلم توسط خودش گفت: پس از دريافت پروانه ساخت با حوزه هنري براي سرمايه‌گذاري روي اين كار وارد مذاكره شدم و پس از چند جلسه با آنان به توافق رسيديم. بر همين اساس به جز درصد اندكي از رايت خارج از كشور كه به من تعلق مي‌گيرد تمامي حقوق فيلم متعلق به حوزه هنري است.
انتهاي پيام/

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

رضاميرکريمى : نبايد نگاهى تک بعدى به موضوعات سينمايى داشت -ایرنا



تهران ، خبرگزارى جمهورى اسلامى ۱۹ / ۱۱ / ۸۳
فرهنگى.سينما.فيلم .جشنواره .
"رضا ميرکريمى" کارگردان فيلم "خيلىدور خيلى نزديک " به لزوم توجه به
لايه هاى زيرين موضوعات در فيلم سازى اشاره کرد و افزود : در اين فيلم سعى
کردم با فرو ريختن ظواهر، تفاوت ها را به نمايش بگذارم .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگى ايرنا، وى در نشست نقد و بررسى اين فيلم
افزود : تحول شخصيت هاى يک فيلم زمانى موفق است که باعث تحول مخاطبان فيلم
شود.
وى فيلم "خيلى دور خيلى نزديک " را نمايش سفرى تقديرگونه در دل کوير
براى گذار از عالم ظاهر به عالم معنا دانست .
اين کارگردان تصريح کرد : قهرمان اين فيلم از هيچ معنوى به سمت همه چيز
معنوى حرکت مىکند و از همه چيز مادى به سوى هيچ چيز دنيوى گام برمى دارد.
نشست نقد و بررسى فيلم "خيلى دور خيلى نزديک " يکشنبه شب ۱۸( بهمن ) در
سينما صحرا برگزار شد.
رضاميرکرمى لايه بيرونى وقايع را ملموس و دست يافتنى عنوان کرد و افزود :
لايه هاى درونى يک موضوع ممکن است لايه سطحى آن را تحت تاثير قرار دهد مثلا
مىتوان از دل يک توفان سهمگين به جنبه هاى رحمت گونه آن نيز توجه داشت .
وى اظهارداشت : نجات و رستگارى و گام برداشتن در جهت کمال به معنى زنده
بودن و ادامه حيات در زندگى مادى نيست بلکه اين مفاهيم از طريق مکاشفه
با عالم معنا، کشف و شهود مىشوند.
فيلم "خيلى دور خيلى نزديک " در بخش مسابقه سينماى ايران و مسابقه
فيلم هاى معناگراى بيست و سومين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.
اين فيلم با مضمونى اجتماعى به روايت آدم هاى آشنا اما از هم دور افتاده

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

رضا ميركريمي: جرات ساخت اين فيلم را نداشتم -ايلنا





يازده بار فيلمنامه "خيلي دور خيلي نزديك" رابازنويسي كردم و اين در حالي بود كه هنوز مشغول بازبيني لوكيشن‌‏ها بودم.

به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا، "رضا ميركريمي" در نشست نقد و بررسي فيلم "خيلي دور خيلي نزديك" كه با حضور "بهرام دهقان" (تدوينگر)، "مسعود رايگان" (بازيگر)"بهمن اردلان" (صدابردار) "رضا ميركريمي" (كارگردان) و "افشين هاشمي" (بازيگر) برگزار شد. ضمن اعلام اين مطلب افزود: فيلمنامه اين فيلم را قبل از فيلمنامه "كودك و سرباز" نوشته بودم، اما هر بار كه موقعيت ساختش مهيا مي‌‏شد جرات ساخت ان از من گرفته مي‌‏شد ، تا اينكه پس از ساخت فيلم "اينجا چراغي روشن است" اين جرات را در خودم تقويت كردم و سعي كردم ساخت آن را هم جدي بگيرم ، از همين رو 10 ماه دوباره روي آن كار كردم.
وي همچنين به بار معنايي و معنوي فيلم اشاره كرد و افزود: اين سفر كه در فيلم تماشاگر با آن را روبرو مي‌‏شود ، در اصل روايتي تقديرگونه است كه براي تلاش از گذر عالم ظاهر به عالم معنا صورت مي گيرد، شخصيت اصلي فيلم در عين حال از هيچ معنويتي به درون معنويت‌‏هاي زيرين قصه گذر مي‌‏كند و تعادل دنيوي و مادي شخصيت را بارز مي‌‏كند.
وي تحول شخصيت‌‏هاي يك فيلم را زماني موفقيت آميز دانست كه باعث شود مخاطبان فيلم هم دچار تحول شخصيت شوند و سپس ادامه داد: معمولا لايه‌‏هاي سطحي يك قصه سريع قابل دريافت هستند اما در عين حال يك موضوع دروني ممكن است لايه سطحي را نيز تحت تاثير قرار دهد.
"مسعود رايگان" نيز در خصوص سابقه بازيگري خود گفت: من اولين تجربه بازيگري‌‏ام را در سينما با فيلم "خاموشي دريا" به كارگرداني "وحيد موسانيان" داشتم، اما پس از آن به سوئد رفتم و در تئاتر كار خودم را ادامه دادم، تا اينكه پس از مدت‌‏ها طي سفري كه به ايران داشتم ، "رضا ميركريمي" مرا براي اين فيلم دعوت كرد و وقتي او را از نزديك ديدم بسيار جذب او شدم ، ولي اميدوارم هر چه كه انجام شده مورد توجه مخاطبان قرار بگيرد.
پايان پيام
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

رضا مير‌كريمي: فعلا فقط بلدم تم مذهبي كار كنم-ايسنا


خبر گزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
فيلمنامه «خيلي دور خيلي نزديك» را قبل از «كودك و سرباز» آماده داشتم، اما جرات نمي‌كردم به سراغش بروم.
به گزارش خبرنگار هنري ايسنا اين كارگردان در جلسه نقد و بررسي فيلمش در سينما صحرا ضمن بيان اين مطلب گفت: بعد از «اينجا چراغي روشن» است شرايطي مهيا شد و به خودم تكليف كردم تا اين فيلمنامه را جدي بگيرم به طوري كه 10 ماه روي آن كار كرديم و هنگامي كه به پيدا كردن لوكيشن‌ها مشغول شديم در حال بازنويسي يازدهم بوديم.
وي افزود: به لحاظ بار كاري كه لوكيشن‌ در اين فيلم دارد سفرهاي زيادي رفتم، ضمن پيدا كردن و چشم‌اندازهاي زيادي در كوير سعي كردم هر جا كه ديدم به گونه‌اي در فيلم بياورم به طوري كه هيچ پلان نزديك به هم نداشتيم در واقع كوير مثل شمال نيست و بايد گشت و چشم‌انداز پيدا كرد.
مسعود رايگان بازيگر اصلي فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» با اشاره به سابقه بازيگريش اظهار كرد: اولين تجربه من سه سال پيش و بازي در فيلم «خاموشي دريا» بود كه به دعوت آقاي موسائيان به ايران آمدم و بعد از آن دوباره به سوئد برگشتم و در تئاتر آن جا كار خودم را ادامه دادم.
وي درباره چگونگي پيوستنش به اين فيلم يادآور شد: در سفري كه به ايران داشتم از طريق روزنامه‌اي متوجه فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» شدم و از موضوع آن خيلي خوشم آمد. چند ماه بعد به دفتر ميركريمي دعوت شدم و با نگاهي كه به چشم‌هاي ايشان انداختم جذبشان شدم و در نهايت به اين گروه پيوستم به هر حال هر چه كه ديديد خالصانه بوده و قضاوت با شماست.
رايگان تصريح كرد: ميركريمي با انديشه خويش در طي هفت ماه اين كار دشوار را به پايان رساند و به اعتقاد من اين يك هنر است و ميركريمي انسان زيبايي است.

به گزارش ايسنا در ادامه جلسه ميركريمي درباره گويش استفاده شده در فيلم گفت: چون همه داستان در يك مكان اتفاق نمي‌افتاد بايد يك سر و شكلي به لهجه قصه مي‌داديم و يكي را انتخاب مي‌كرديم. به خاطر اين كه لهجه خراساني را دوست دارم از اين لهجه استفاده كردم.
وي همچنين درباره اين كه چرا فيلم‌هايش به موضوعات مذهبي مي‌پردازد، پاسخ داد: فعلا فقط بلدم تم مذهبي كار كنم تا براي فيلم‌هايي به اشكال ديگر جنس جور شود.
شايان ذكر است بهرام دهقان ( تدوينگر)، بهمن اردلان ( صدابردار) و افشين هاشمي( بازيگر نقش روماني) از ديگر حاضران در اين جلسه بودند كه به پرسش‌هاي حاضران پاسخ دادند همچنين رويا تيموريان همسر مسعود رايگان در سالن سينما حضور داشت.
  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۳

 

  
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳

يخ‌هاي جشنواره در ششمين روز آب شد-خبرگزاري فارس






خبرگزاري فارس: فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» ساخته رضا مير‌كريمي در ششمين روز جشنواره، مورد استقبال منتقدين و اهالي مطبوعات قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار فارس در حالي كه 6 روز از جشنواره فيلم و نمايش فيلم‌ها مي‌گذرد و منتقدان از ضعف فيلم‌هاي به نمايش درآمده گله دارند، امروز صبح آخرين ساخته رضا ميركريمي توانست بعد از چند روز سرما، فضاي جشنواره را گرم كند.
اين فيلم داستان دكتر «عالم» متخصص مغز و اعصاب است كه در روابط كاري و اجتماعي غرق شده و فرزندش سامان را فراموش كرده و در پي يك اتفاق، براي يافتن سامان به كوير پرستاره مي‌رود. سامان با گروهي از دوستانش مشغول رصد ستار‌ه‌هاست. دكتر «عالم» با ستاره‌ها در كوير تنها مي‌ماند و تلاش‌ مي‌كند راهي براي يافتن فرزندش بيابد و....
در اين فيلم مسعود رايگان، افشين‌ هاشمي، الهام حميدي و.... به ايفاي نقش مي‌پردازند.
رضاميركريمي پيش از اين با فيلم‌هاي زير نور ماه، اينجا چراغي روشن است در جشنواره فيلم فجر درخشيده است.
همچنين «خيلي دور، خيلي نزديك» توانست در بخش بين‌المللي جشنواره امسال، اولين فيلم ايراني منتخب تماشاگران باشد و 59 درصد تماشاگران را به خود جذب كند.
انتهاي پيام/   
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳

خيلى دور خيلى نزديک ، بيم از رفتن اميد به بودن -ايرنا




جشنواره فيلم فجر/
تهران ، خبرگزارى جمهورى اسلامى ۱۸ / ۱۱ / ۸۳
فرهنگى.سينما.فيلم .جشنواره
فيلم سينمايى "خيلى دور خيلى نزديک " ساخته جديد رضا ميرکريمى در هفتمين
روز جشنواره فيلم فجر از سردى سينماى رسانه ها کاست .
درحالى که جشنواره فيلم فجر به روزهاى پايانى خود نزديک مىشود و مخاطبان
عام و خاص همچنان چشم به راه ديدن آثار جذاب هستند، فيلم خيلى دور خيلى
نزديک کورسوى اميد ايجاد کرد.
اين فيلم با مضمونى اجتماعى به روايت آدم هاى آشنا اما از هم دور فتاده
با خلقيات متفاوت مىپردازد.
دکتر عالم ، متخصص برجسته مغز و اعصاب و فرزندش سامان در دل کوير به رصد
کردن ستاره ها مشغول است و دراين ميان دکتر از همه چير مىگذرد تا فرزندش
را بجويد.
پدر پسر را نمىشناسد و خود را در بيمارستان مطب ، پرونده هاى پزشکى و يا
!با شبنشينى با دوستان مشغول کرده و پسر چشم به کهکشان لايتناهى دوخته
بيمارى کهنه پسر که يکباره با سى تىاسکن از مغز او هويدا مىشود، پدر را
به خود و نگاهى نو به اطراف وا مىدارد.
او که در ابتدا براى رهايى از اين حقيقت به مشروب پناه آورده و از سويى
زندگى اوليه خود را باخته و زن سابقش در ينگه دنيا و پسرش تنها در کوير
به جستجوى ستاره ها و رصد حقيقت مىپردازد.
او هرچه در دل کوير پيش مىرود به حقيقت نزديکتر مىشود، تنهايى و
گرفتارى او را به اميد مىرساند چرا که اين دکتر "عالم " است که به کمک
نياز دارد و "سامان " بىنياز از کمک اوست .
فيلم جديد ميرکريمى با تصوير بردارى از طبيعت زيباى کوير و ريتم آرام
در ايجاد همذات پندارى با مخاطب در مواجهه با مشکلات موفق عمل مىکند.
خيلى دور خيلى نزديک به دنبال "زير نورماه " و "اينجا چراغى روشن است "
در کارنامه فيلم ساز جاى گرفته و رگه هايى از داستان هاى پيشين ميرکريمى
دراين فيلم ديده مىشود.
نوع روايت داستان ، شخصيت هاى انسانى،ارتباطات عاطفى و درنهايت حقيقت
يابى در آثار ياد شده بويژه در اثر اخير فيلم ساز مشهود است .
بازى روان و به نظر جذاب دکتر عالم (مسعود رايگان ) به همراه فضاسازى
مناسب در ريتم داستان به همراه استفاده مناسب از موسيقى در صحنه هاى
مختلف فيلم بر جذابيت اين فيلم مىافزايد.
فراهنگ ۱۰۱۰ / ۱۹۱۷   
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳

خيلي دور خيلي نزديك نامزد دريافت ۱۳ جايزه -ايسنا




خبر گزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
خیلی دور خیلی نزدیک آخرین ساخته رضامیرکریمی در ۱۳ رشته نامزددریافت جایزه شده است به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا،نامزدهاي دريافت جوايز مسابقه سينماي ايران بيست و سومين جشنواره بين‌المللي فيلم فجربه شرح زیر اعلام شدند.

نامزد بهترين جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني، نامزد بهترين چهره‌پردازي : محمدرضا قومي،نامزد بهترين طراحي صحنه و لباس :امير اثباتي، نامزد بهترين سازنده موسيقي متن فيلم محمدرضا عليقلي، نامزدهاي فيلمبرداري عبارتند از: حميد خضويي ابيانه،
نامزد بهترين بازيگر نقش اول مرد مسعود رايگان، نامزد بهترين نويسنده فيلمنامه عبارتند از:‌رضا ميركريمي و محمدرضا گوهري نامزد بهترين كارگرداني رضا ميركريمي،
نامزدهاي دريافت جايزه بهترين فيلم به تهيه كندگي رضا مير كريمي
نامزدهاي بهترين صدابرداري عبارتند از: بهمن اردلان، نامزدهاي بهترني صداگذاري عبارتند از: بهمن اردلان، براي فيلم نامزد بهترين بازيگر نقش دوم زن : الهام حميدي،نامزد بهترين تدوين‌كننده بهرام دهقان،   
نویسنده : دكتر عالم ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳